احمد و اِلي، شهاب و ترانه
شهاب حسيني بازيگر نقش احمد در فيلم سينمايي «درباره اِلي» بازي در اين فيلم را به معناي بازي نكردن و تجربه واقعي اتفاقات ارزيابي كرد.
شهاب حسيني ميگويد: براي آنكه نقشآفريني در «درباره اِلي» به اشك، آه و عذاب وجدان و فيلم هندي تبديل نشود، بايد پروسهاي طولاني را ميگذراندم تا به بازي نكردن برسم. اين كار برايم سخت بود، زيرا اين بار بايد در فيلم بازي نميكردم.
شهاب ميگويد: در تمرينات، گام به گام پيش رفتم تا به شخصيت نزديك شوم. در اين زمان دريافتم احمد، پسري ايراني است كه در آلمان زندگي كرده و از همسرش جدا شده و حالا ميخواهد دوباره ازدواج كند. ايرانيهايي ديده بودم كه سالها در خارج از ايران زندگي ميكردند، اما از فرهنگ ايراني دور نشده بودند. از نگاه من احمد چنين شخصيتي داشت.
او ميگويد: بعضي سكانسها را با اينكه در فيلم وجود نداشت براي عمق بخشيدن به كار در طول تمرينات، تمرين ميكرديم تا باعث ايجاد خاطرهاي مشترك بين ما شود. به عنوان مثال من سكانسي را با سپيده تمرين كردم كه از آلمان به او زنگ ميزنم و ميگويم ميخواهم به ايران بيايم و ازدواج كنم. اين تمرينات در شكلگيري فضاي كار كمك زيادي به ما كرد.
حسيني ميگويد: من «درباره اِلي» را بازي نكردم، بلكه با اين كار زندگي كردم. نكته جالب در مورد فيلم اين بود كه در مواجهه ابتدايي با آنكه تصور ميشد كاري باشد كه با توجه به لوكيشن محدود و حضور هفت، هشت بازيگر در مدت 20 روز ساخته ميشود، اما «درباره اِلي» 75 روز فيلمبرداري به همراه دو ماه تمرين داشت و اين از نكاتي است كه فيلم فرهادي را مقبوليتي جهاني بخشيده است.
ترانه عليدوستي بازيگر نقش «اِلي» ميگويد: «همكاري در اين فيلم بسيار لذتبخش بود و اميدوارم اين همكاري تداوم داشته باشد.» «ترانه عليدوستي» بازيگر سينما با اشاره به اينكه براي بازي در فيلم «درباره اِلي» دو ماه در شمال كشور بودم، افزود: باعث افتخار من بود كه براي سومين بار جلوي دوربين «اصغر فرهادي» قرار بگيرم.
همپـاي آثار جهـاني
مريلا زارعي درباره اين فيلم ميگويد: فارغ از اينكه بازيگر «درباره اِلي» هستم و در گروه توليد اين كار حضور دارم، به اين كار به عنوان يك افتخار ملي نگاه ميكنم و از اينكه در كنار آثار قدرتمند جهاني به رقابت با آنها پرداخت، به اين اثر افتخار ميكنم.
زارعي ميگويد: در اين فيلم از ما خواسته شده بود بازيهايمان به زندگي نزديك باشد، اما تفاوت اين كار با زندگي اين بود كه وقتي اتفاقي در زندگي رخ ميدهد براي چند روز محدود روي روحيه افراد تاثير دارد، اما در مورد اين فيلم، ما در مدت زماني طولاني بايد حسي واحد را حفظ ميكرديم كه اين مسئله كار ما را دشوار كرده بود.
زارعي در مورد تعدد بازيگران در اين كار ميگويد: تربيت حرفهاي در سينماي ايران، بازيگران را به سمتي پيش ميبرد كه بيشتر ديده شده و براي تماشاگر محبوبتر است، اما من از تجربيات بديع و جذاب استقبال ميكنم. من به فرهادي به واسطه همكاري كه پيش از اين در اپيزودي از «داستان يك شهر» داشتيم، اعتماد كردم و ميدانستم او بازيگر را از حسهاي كليشهاي دور ميكند.
او ادامه داد: من با در نظر گرفتن خواسته كارگردان روي خودم كار كردم تا به آنچه هدف اصلي گروه است نزديك شويم. ما مدتها قبل از شروع فيلمبرداري كنار هم جمع شديم تا گروه بازيگري به معناي واقعي شكل گروه به خود بگيرد و نكته قابل توجه براي من اين بود كه آقاي فرهادي چگونه هفت، هشت بازيگر را كه همگي در صحنههايي مشترك حضور داشتند، به دقت زير نظر ميگرفت و از آنان غافل نميشد.
بازيگران
در اين فيلم بازيگران زيادي از جمله؛ ترانه عليدوستي، گلشيفته فراهاني، ماني حقيقي، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزاديور، احمد مهرانفر، صابر ابر، پيمان معادي و ماني حقيقي نقشهاي اصلي را بازي ميكنند كه از اين بين ترانه عليدوستي تجربه دو همكاري را با «فرهادي» دارد. شهرزيبا و چهارشنبهسوري دو فيلمي بودند كه پيش از اين عليدوستي با فرهادي همكاري كرده است.
از فيلمش ميگويد
اصغر فرهادي در مورد فيلمش در چند ماه اخير به نكاتي اشاره داشته كه در ذيل خواهيد خواند:
اينكه فيلم از يك سو در ايران مورد توجه قرار گرفت و از سوي ديگر جايزه برلين را به دست آورد، نشان داد نگاه مخاطب فارسيزبان چندان با ديدگاه جشنواره برلين متفاوت نيست و اين نكته براي من باارزش بود.
وقتي به برلين رفتيم، منتظر دريافت جايزه نبودم و قصد داشتيم بليت برگشت به تهران را بگيريم. بليت جور نشد و ما در برلين مانديم تا اينكه در مراسم، جايزه به «درباره اِلي» اهدا شد.
فيلم من هيچ كجا تعهد نداده دايرةالمعارف ايران باشد. اصلا فكر نميكنم هيچ فيلمي بتواند شناخت كاملي از يك كشور ارائه دهد و نقدهايي كه از اين جنبه به فيلم ميپرداخت، آزاردهنده بود.
«درباره اِلي» داعيه اين را ندارد كه فقط داستان گروه خاصي از مردم را در ايران بيان كند اين قصه ميتواند هر كجا اتفاق بيفتد، فقط واكنشهاي افراد در مقابل اتفاقات و به طور خاص قضاوتها فرق ميكند. اين نوع نگاه به فيلم كه در بازخوردها مشاهده ميشد، جايزهاي بزرگتر از آنچه بود كه در اختتاميه برلين گرفتم.
فرهادي با تشكر از تمامي كساني كه او را در رفع مشكل اين فيلم كمك كردند، گفت: كسي را نديدم كه در پروسه قبل از نمايش فيلم بگويد از خير نمايش اين كار بگذر و آن را رها كن. همه اميدواري ميدادند مسئله جدي نيست. افرادي از اهالي سينما براي رفع مشكل اين فيلم پا پيش گذاشتند كه اصلا با آنها ارتباطي از نزديك نداشتم و بالاخره با كمك مسئولين مشكل فيلم به بهترين نحو حل شد.
يكي از مهمترين روزنامههاي آلمان يك صفحه كامل خود را به حاشيههاي اين فيلم اختصاص داده بود. در اين جو، ما در نشست مطبوعاتي فيلم حاضر شديم. برخلاف اينكه تصور ميشد در اين نشست بخش عمدهاي از سوالها متوجه اين حواشي باشد، فقط دو، سه نفر به اين سوالات حاشيهاي پرداختند و باقي در مورد خود فيلم سوالهايي را مطرح كردند.
بچههاي مطبوعات قبل و بعد از نمايش فيلم در ايران كار را بسيار خوب پوشش دادند. آنها يك كار بزرگ كردند و فيلم را بدون حاشيههايش ديدند.
لحظهاي كه كار ميكنم از ناخودآگاهم فرمان ميبرم، از همين رو پاسخ دادن به اين سوال برايم سخت است، اما در نگاهي كلي ميتوانم بگويم من اين كار را همانند سفر يك گروه دوست به شمال ديدم كه كارهاي آنان با دوربين مخفي ضبط ميشود.
منبع-خانوده سبز