درباره كارگردان
«اصغر فرهادي» كارگرداني است كه معمولا مسائل اجتماعي را مقابل دوربين ميبرد. پيش از اينكه وي «درباره اِلي» را بسازد «رقص در غبار» در سال 81، «شهر زيبا» در سال 82 و «چهارشنبهسوري» در سال 86 را مقابل دوربين برده بود، ضمن اينكه «اصغر فرهادي» در دو پروژه سينمايي معروف «ارتفاع پست» ساخته ابراهيم حاتميكيا در سال 80 و «كنعان» ساخته ماني حقيقي در سال 86 هم به طور مشترك، فيلمنامهنويسي را تجربه كرده است.
ضمن اينكه فيلمنامه «دايره زنگي»، همان فيلم پربازيگر هم توسط اصغر فرهادي نگارش شده بود. او كارگردان برگزيده جشنواره بيست و هفتم فجر در بهمن 87 شده است.
«درباره اِلي» هم به قلم اصغر فرهادي نگاشته شده است، اين فيلم در همان اولين روز اكران خود، 21 ميليون تومان فروخت... در اين فيلم ميبينيم «چند خانواده جوان براي تفريح به شمال ميروند...» «اِلي» (با بازي ترانه عليدوستي) مربي مهدكودك فرزند سپيده (گلشيفته فراهاني)، با اين جمع همراه ميشود، قرار است «اِلي» با «احمد» با بازي شهاب حسيني كه از آلمان برگشته و به تازگي از همسرش جدا شده، آشنا شود. اين جمع پس از جستجو، سرانجام ويلايي كنار دريا اجاره ميكنند. احمد از «اِلي» خوشش ميآيد، در ادامه فيلم ميبينيم كه «اِلي» روز بعد در مكان ناباوري ناپديد ميشود و...
دعوت از كارگردان و نويسنده
در فيلم جديد اصغر فرهادي او از يك كارگردان و نويسنده هم دعوت به عمل آورد، «ماني حقيقي» كارگردان فيلمهاي آبادان، كارگران مشغول كارند و كنعان در اين فيلم بهره برده است كه در نگاه اول تماشاچي را به تعجب وا ميدارد. ضمن اينكه پيمان معادي نويسنده فيلمنامههاي آواز قو و عطش هم در اين فيلم بازي كرده است.
فيلمي كه جوايز را درو كرد
برنده خرس نقرهاي بهترين كارگردان از پنجاه و نهمين جشنواره برلين - 2009
برنده جايزه بهترين فيلم بلند داستاني از جشنواره تريبكا – 2009
برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر براي اصغر فرهادي – 1388
برنده سيمرغ بلورين فيلم منتخب تماشاگران به طور مشترك با «بيپولي» از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر – 1387
برنده سيمرغ بلورين بهترين صدابرداري از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر براي حسن زاهدي و محمدرضا دلپاك – 1387
انتخاب شهاب حسيني به عنوان كانديداي بازيگر برتر مرد و دريافت سيمرغ بلورين از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر – 1387 (شهاب حسيني در همين سال با فيلم سوپراستار برنده سيمرغ بلورين شد).
كانديداي سيمرغ بلورين بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه، بهترين بازيگر نقش مكمل مرد (صابر ابر)، بهترين بازيگر نقش مكمل زن (مريلا زارعي)، بهترين فيلمبرداري، بهترين تدوين، بهترين چهرهپردازي از بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر – 1378 همان طور كه ملاحظه كرديد «درباره اِلي» جوايز زيادي از جشنوارههاي داخلي و خارجي را به دست آورد.
فيلم مردمي
سيدمحمود رضوي نيز درباره اقدامات انجام شده براي اكران اين فيلم گفت: توليد «درباره اِلي» اولين كار من و موسسه سيمايمهر در زمينه تهيه فيلم در سينما بود. كار سختي براي توليد اين فيلم داشتيم كه همراهيها و همدليهاي اصغر فرهادي در زمان توليد كمك زيادي به ما كرد. بسيار خوشحالم با كارگرداني كار كرديم كه كارش را به درستي بلد بود و محصول خوبي به سينماي ايران و نمايندهاي خوب به جهان عرضه كرده است.
رضوي ميگويد: يكي از دلايلي كه موجب شد اين فيلمنامه را براي ساخت انتخاب كنيم، وجود جنبههاي اخلاقي و فرهنگي در كار بود كه ميتوانست براي مخاطب مطرح شود. ما ميخواستيم فيلمي بسازيم كه مردم آن را ببينند، زيرا معتقدم ساخت فيلمي كه مردم آن را نبينند، اصليترين بخش خود را باخته است.
تهيهكننده «درباره اِلي» ميگويد: واكنشها نسبت به اين فيلم در جشنواره فجر مشخص كرد انتخاب من درست بوده است. در سالهاي اخير فيلمهايي كه سيمرغ بلورين بهترين تماشاگر را در جشنواره فيلم فجر دريافت كردهاند، در اكران عمومي نيز جزو كارهاي پرمخاطب بودهاند و تصور ميكنم «درباره اِلي» نيز چنين شرايطي داشته باشد.
مريلا زارعي بازيگر خوب سينماي ايران در مورد آخرين فيلمش كه در نقش شهره بازي كرده، به نكاتي اشاره كرد كه در ادامه ميخوانيم.
كي اول كي آخر؟
راستش اولين بار كه فيلمنامه را خواندم، اصلا نتوانستم بفهمم كدام نقش چه ميگويد، كدام اول است، كدام آخر، كي كم است و كي زياد! فقط يك ماجرايي را بدون قطع از اول تا آخر دنبال كردم با اين تفاوت كه اولش موقع خواندن صورتم آرام و متبسم بود و آخرش تمام بدنم ميلرزيد و وقتي تمام شد، تا دقايقي داشتم فكر ميكردم چقدر عين زندگي است.
همه چيزش مثل زندگي بود؛ كه تو نميداني حالا كه حالت خوب است، الان كه كيفات كوك است است، ممكن است يك خبر، يك اتفاق، يك برخورد يا حتي يك اساماس زندگيات را از اين رو به آن رو كند، حالا فكر كنيد اين زندگي را قرار بوده بازي كنيم، نه اينكه بازي را زندگي كنيم. آقاي فرهادي ميخواست زندگي را ببيند، عين واقعيت. معمولا كارگردان وقتي ميخواهد همه چيز به واقعيت نزديك باشد، سراغ نابازيگر يا بازيگر غيرحرفهاي يا ناشناس ميرود. اما در اين فيلم همه هم سرشناس بودند و هم حرفهاي. اين شد دغدغه من كه چطور اين كار ميخواهد انجام شود؟ اولا خوشحال بودم كه اين فرصت به من داده شد، ثانيا انگار بوي كار سخت به مشام ميرسيد؛ كاري كه مدتها بود انتظارش را داشتم، نه اينكه كارهاي ديگر آسان بودند، نه! براي من سطحيترين فيلمها هم كارهاي سختي محسوب ميشوند، اما اين فيلم خاص از يك جنس ديگر بود؛ از جنس يك سينماي ديگر.
مهار انرژي!
«درباره اِلي» يكي از كارهايي است كه به آن تعلق خاطر دارم، مثل چند كار ديگرم كه واقعا در آنها جان گذاشتم. اين توضيح ضرورت دارد كه بگويم در اين فيلم، بيش از نيمي از انرژي من صرف اين شد كه انرژيام را مهار كنم و بگذارم لحظات خودشان مثل زندگي جاري شوند؛ جرياني كه البته بايد لحظه به لحظه به دست كارگردان هدايت ميشد. بايد همان جوري كه او ميخواست، انرژيها را كنترل ميكرديم و با ريتم و رواني زندگي كار ميكرديم. اما خودمان در آن دخيل نميشديم.
از زماني كه متوجه تفاوت جزئيات اين فيلمنامه و فيلم با چيزهايي كه به آن عادت داريم شدم، خواستم تجربه ديگري داشته باشم و به روش ديگري كار كنم. ميدانيد مثل چي؟ در زندگي بارها شده كه غصه داري، ميروي توي اتاقت مينشيني پشت در، سرت پايين، به يك نقطه خيره شدهاي، بغض توي گلويت است، اما نميخواهي اشك بريزي ولي آنقدر داغاني كه شانههايت ميلرزند... من در سينما به عنوان يك مخاطب، دنبال اين لحظهها هستم كه بازيگر در آن ديده نشود، اما حس و حالش تماشاچي را تحت تاثير قرار دهد.
در نقش مادر
من قبلا هم خيلي نقش مادر بازي كردهام. بخشي از فيلمهاي دوزن، واكنش پنجم، سربازهاي جمعه يا در آستانه مادر شدن در «دعوت» ابراهيم حاتميكيا... اما در اين فيلم به خصوص، جنس نقش با آنهاي ديگر فرق داشت. يك مادر با ويژگيهاي يك مادر؛ زن، مهربان، فداكار، گاهي اوقات غرغرو، گاهي اوقات متوقع و گاهي اوقات... اما هميشه عاشق و هميشه مهربان. نقش من در اين فيلم لحظاتي داشت كه در زندگي واقعي آن را زياد ميبيني و زياد ميشنوي. روابط بين اين زوج از شخصيتهاي فيلم يعني شهره و پيمان كه نيمي از اجراي آن به من مربوط بود، در فيلمنامه خيلي واقعي به نظرم آمد.
منبع-خانواده سبز